|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سری قبل که می خواست بره، وصیت کرده بود که:«اگر جنازه ام چند روز روی خاک و زیر آفتاب نماند و به دست شما رسید، جنازه ام را چهارده روز روی پشت بام بگذارید و بعد دفن کنید. می خواهم پیکرم چون مولایم حسین علیه السلام زیر آفتاب باشد.»
1- به این می گویند مجنون الحسین ... طلبه شهید غلام عباس محمدی (به نقل از مبحث نورانی شهدای روحانی تالار رهپویان وصال)
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 22:56 توسط زائر شهید
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 22:13 توسط زائر شهید
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام عیدتون مبارک
پیوست: اگر عکسش یکم دلگیره روز عیدی شرمنده... عکس لحظه وداع بهتر از این در نمیاد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 20:13 توسط زائر شهید
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم می نویسم:...دوستت دارم انگار خیلی چیزا تغییر کرده... یادمه هفت هشت سال پیش دیگه دستم اومده بود که این عبارت تاوان سنگینی داره محال بود بنویسم و بخونی و بعد... دنیا رو رو سرم خراب نکنی به صفحه موبایلم نگاه می کنم... می خوام بیشتر بنویسم اما... دلم هوای سحری کرده... نزدیک اذانه... هنوز یکی دو لقمه نخوردم که میاد تو.... دوستت دارم.... دروغ گفتم؟... به همین سرعت اون نوشته رو زدی تو روم؟... قبول... امتحان رد شده رو با اکراه جبران می کنم هرچند دیگه مثل اول نمیشه... میرم سراغش... -کلاسو نمیرم روزه امم می خورم اما.... اگه اما رم نگم که خفه میشم؟.... با صدای تلفن از خواب بیدار میشم... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 17:6 توسط زائر شهید
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم موضوع جلسه؛ جنگ نرمه... تصاويري از رسانه هاي غربي داره پخش ميشه قسمتايي از فيلما و قسمتايي از بخشاي خبري.در کلِ تصاوير، مستقيم و غيرمستقيم يک هدف دنبال شده؛ تخريب اسلام و نشانه گيري دقيق تر هم معطوف به مهدويت!و انگار تبلور نیل به اين هدف بزرگ در يک جا خلاصه شده: جمهوري اسلامي ايران و رهبري نظام سخنران همراه پخش کليپ ها از مختصات جامعه ديني مي گه... از شکستن پياپي آئينه هاي امامت و شمشيرهاي کشيده شده بر اولياي خدا و جام هاي زهر... و از نواب عام ائمه عليهم السلام... از شهيد ثاني که سرش کنار دريا از بدنش جدا ميشه و براي خليفه طاغوتِ وقت هديه فرستاده ميشه و از سکوت مردم! از جهل و بي بصيرتي مردم که در قبال "ولي" کُشي طريقي جز سکوت طي نمي کنن... و تاريخ تکرار مي شود... تکرار مي شود... تکرار مي شود... تمام تاريخ مظلوميت شيعه انگار در اين کلمات داره به خروش مياد... دارم سايت آويني رو زيرو رو مي کنم... مي رسم به گزيده هاي صحبت آقا از بعد از فتنه هاي اخير... جنگ نرم... ميام سراغ وبلاگ... کامنتا رو نگاه مي کنم.... "آيا وقت آن نرسيده که با شجاعت در مقابل بعضي تفکرات غلط بايستيم..." متن کامنتو نگه نداشتم اما مضمونش... ياد صحبتاي سخنران جلسه ميفتم و راهکارهاي جنگ نرم:
هنوز دو روزم از خوندن اين روايت نبوی نمي گذره تو کتاب پانزده گفتار شيخ "شهيد": انی لا اخاف علی امتی مومنا و لا مشرکا من نه از مومن بر امت خود نگرانم و نه از مشرک اما المومن فیمنعه الله بایمانه اما مومن همان ایمانش کافی است که مانع این بشود که آسیبی از ناحیه او برسد مومن را خدا به موجب ایمانی که دارد منع می کند و.. و اما المشرک فیقمعه الله بشرکه اما مشرک و کافر که از ظاهر و باطنش کفر می ریزد، خدا او را هم به موجب کفرش قلع و قمع می کند ولکنی اخاف علیکم کل منافق الجنان عالم اللسان یقول ما تعرفون و یفعل ما تنکرون اما آن که از ناحیه او بیمناکم منافق ها و دوروهاست آن ها که زبان و ظاهرشان رو به یک سو و قلب و باطنشان رو به سوی دیگر است. متظاهرهای بی دین...وقتی حرف می زند شیفته فلسفه اش می شوید..و البته ناگفته پیداست که مقدمه های شهید بزرگوار در زمینه توصیف کدام واقعه است... غدیر!! منافقیني که لابلاي هزار پرده بنام دین عليه دين قيام کرده اند اما جرات ابراز ندارد.... به آخرين جملات گزيده آقا مي رسم:
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 17:11 توسط زائر شهید
|
|
||