بسم الله الرحمن الرحیم
پدر که به شهادت رسيد گل لبخند براي هميشه از لبش دور شد ... رفتن بابا انگار يعني خداحافظي با همه شادي هاي عالم... رفتن بابا يعني غربت ... آغازِ غربت ... يا شايد امتداد و هويدا شدن غربت هميشگي و پنهان بابا...
رفتن بابا شکستن حرمت دختر بود در اين دنياي ناسپاس ...دخترِ شهيد بود ... در که با فشار شکسته شد ... شد مادرِ شهيد ... هرچند از همان اول هم با رفتن بابا هم مادر شهيد بود و هم دختر شهيد ... ام ابيها... تازيانه که بر قامتش نشست ... سيلي که بر گونه اش خورد ...حرمت علي اش که شکست ... وخانه نشينش که کردند... ديگرمطمئن شدم براي هميشه آرزوي ديدن آن تلالو بي نظير خنده هاي بهشتي اش را بايد فراموش کنم ... ديگر توان و رمقي نداشت ... مي خواست برود هرچند به قيمت تنهايي علي اش ... دلم پر مي زد که فقط يک بار ديگر آن لبخند حيات بخش بر لبهاي سوخته اش بنشيند ... صداي ابريشمي اش دوباره گوشم را نواخت ... اني نَحَلتُ و ذَهبَ لحمي « الا تجعلينَ لي شيئاً يستُرني ؟» تحليل رفته ام و گوشت بدنم رفته است ... اما آيا برايم چيزي مي آوري که با آن بدنم را بپوشاني ؟ ... تختي را واژگون کردم و تابوتي حبشي ساختم ... پسنديد مرضيه خدا و رسول ... آنچنان پسنديد که ... هنوز هم باورم نمي شود...آنچه روزها به انتظار و در حسرتش بودم ...لبش به تبسم گشوده شد ... ما احسن هذا و اجمَلُهُ ؛ لاتعرفُ به المراةُ من الرَجُل ... چه زيبا و نيکوست ؛ در آن زن را از مرد تشخيص نمي دهند ... اي کاش آن لحظه علي اش بود تا اين لبخند آخر را ببيند ... کاش...

فاطمیه هم تمام شد....
|
پ.ن:گفتم غربت رسول الله.... این غربت بعد از هزار و چهارصد و چهل و چند سال هنوز هم پابرجاست... هنوز هم از دین محمد برترین آفریده ی پروردگار (که جان عالم فدای غربت او و خاندانش و سلام خدا بر او و خاندان پاکیزه و مطهرش ) در هراسند... امروز به اسم آزادی بیان بر قلب هر کسی که جرمش محبت محمد است و ال محمد خنجر می زنند.... تبت یدا ابولهب .... بشکند دست کسی که به هدف خلقت به محمد مصطفی به رسول پاکی ها تصور جسارت کند. بی عاطفه و بی دین کسی که به هدف سرگرمی به دامن شبکه هایی مثل فیس بوک پناه ببره. مسابقه کاریکاتور گذاشته اند! فاطمیه ادامه دارد.... تا ظهور منتقم غربت محمد و ال محمد... یابن الحسن کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟................ |